خريدار

دسامبر 13, 2016

چه نزديك است راه ديده ودل

چو بندم ديده را آنى رسيدى

مجالى نيست يكدم بى تو آنجا

توگويى ملك پلكم را خريدى

انتظار!

ژوئن 9, 2016

اى سرو ناز ، غنچه خوشبو بيا بيا
اى من خراب خرمن گيسو بيا بيا

صبروتوان بسرآمد،به لب رسيده جان
اى من اسير آن بر و آن رو بيا بيا

مسحور و مستم از آن جام چشم تو
اى صاحب جمال وچشمه جادوبيا بيا

يادم نمى رودلب شيرين وشكّرين سخنت
اى عطر نازنينْ بدنت، گل شب بو بيا بيا

آه ازسكوت سردقفس، بى كسى وتنهايي
اى قمرى ترانه خوان و سخنگو بيا بيا

كو همزبان وهمدم من، بلبل غزلخوانم
اى معنى حيات، عمر فرارو بيا بيا

من دست برندارم ازتو، بميرم زانتظار
اى نيمه وجود من، اى ماه بانو بيا بيا

بهت ميكم برو!

مه 29, 2016

همه اون روزا گذشتن، عاشقى مونم تموم شد
رسيد آخرش به اونجا كه بهت ميگم برو!

تورو يه جورديگه خيال ميكردم ولى حيف
نيستى تو مثل قديما كه بهت ميگم برو!

توباهام روراست بودى، ظاهروباطنت يكى
چى اومد برسرماها كه بهت ميگم برو؟

شكرآب شد بين ما وقتى كه تو رفتى سراغش
همه چى تموم شد اينجا كه بهت ميگم برو!

ديگه حتا نميخوام اسمتو من جايي ببينم
بمونم من تك وتنها كه بهت ميگم برو!

همه عشقاى پوشالى آخر قصه شون اينه
توشدى مثل همونها كه بهت ميگم برو!

افسرده عشق!

مه 5, 2016

 

از تو من تا كجا كشيده شدم
شب بدم باتو من سپيده شدم

ناله كردم بسى و كس نشنيد
عشق راخواندم و شنيده شدم

پوچ بودم هميشه درهمه عمر
خام بودم ولى رسيده شدم

شدم آخر اسير وبرده عشق
بنده اش گشتم وخريده شدم

درِ دنيا به روى خود بستم
هرچه جزتوازآن بريده شدم

آنچنان عشق توبه جانم ريخت
گوييا عاشق آفريده شدم

حيف رفتى و قلبم افسردى
من به دستت زشاخه چيده شدم!
😔

چو بر مى گردم!

آوریل 16, 2016

 

كاش بر من نخروشى تو چو بر مى گردم
فخر بر من نفروشى تو چو بر مى گردم

نكنى اخم و نرانى و كدورت ها را
در پس پرده بپوشى تو چو برمى گردم

بى وفايي نكنى، زود نرنجى از من
بشكنى مهرخموشى توچو برمى گردم

كفتر جلد توام من، نپرم بام دگر
نپرانيم و بكوشى تو چو بر مى گردم

تو عزيزمنى و جاى تو درقلب منست
بادلم خوب بجوشى توچوبرمى گردم

تا زجام مى عشق تو بخوردم مستم
بجزاين جام ننوشى توچوبرمى گر

عشق است!

آوریل 1, 2016

تانفس ميكشم، اين ناز هوا را عشق است
درهياهوى جهان، صلح وصفا را عشق است

كمر مهر شكست و كمر دوست بريد
پا به پا رفتن با عهد و وفا را عشق است

پرچم عشق برافراشته بادا همه عمر
جاودان ماندن اين بانگ وصداراعشق است

تير نوميدي و ياس است كه مى بارد وباز
يك نگاه كرم دوست، خدا را عشق است

(من به خودنامدم اينجا كه به خودبازروم)
پس غنيمت شمريم عمر،بقا راعشق است

عشق مى ورزم و درجان من ايران منست
درفراسوي جهان مردم مارا عشق است

ازهمه آنچه كه درجان و دلم جاى گرفت
غصه هاهست ولى عشق شماراعشق است

به تو مى نازم!

مارس 30, 2016

به تو مى نازم اي قرين قمر
به تو اي تابناك، طلوع سحر

تويي الهام هرترانه ، شعرو غزل
شمع هر جمع و از همه برتر

با تو دنيا هميشه زيبايي است
حسن خلقت سرآمد و محشر

جلوه بخشد به آسمان مهتاب
اى تو زيباتر از هزار اختر

هرچه زيباست درجهان به كنار
تو. به تنهايي از همه سرور

گشته ام من بسي به شهر و ديار
تو سري ازهمه، عزيز همسر!

من حسودم!

مارس 30, 2016

 

به توگفتم كه من حسودم اگر
باد با زلف تو بياميزد؟

يا شبي نور روشن ماه
در قد و قامتت بياويزد؟

در مسير گذار تو هر روز
باغ گل هاى رازقى ريزد؟

يا از آن واله بلبل شيدا
دم به دم ناى عاشقى خيزد؟

من حسودم برآنچه حس تورا
بر عليه دلم بر انگيزد

وه چه خودخواهم اين كه مى گويم
فكر غير از من از تو بگريزد!

باتورهايم!

مارس 30, 2016

 

چون شرابى تو به ساغر، منم از نوش تومست
فارغم ازهمه دنيا و در او هرچه كه هست

تو مرا روح ببخشى و دمى جان به تنم
سوى بالا بكشانيم از اين عالم پست

با تو من پاك شوم يكسره از هر چه بديست
چه گواراست رهايى ز تن ماده پرست

هرچه گويى و كنى كامل وبى عيب ودرست
نه درآن نقص ونبودى ونه پرواى شكست

تو به دنياى من از باغ جنان آمده اى
تير عشق تو از اول به دل من بنشست

پا به پاى تو و همراه تو و سوى تو ام
با تو درها به رخ غير تو مى بايد بست

باتو مى گويم عسل!

فوریه 16, 2016

جرعه جرعه مى زچشمان تو مى نوشم عسل
چون خم خمخانه از شوق تو مى جوشم عسل
شهد لب هاى تو را يكبار مى بايد چشيد
نيست اما بخت يارم گر چه مى كوشم عسل
باتوام درنيمه شب ها درخيالم مست مست
بعداز آن بايادتو ازخويش مدهوشم عسل
نرم نرمك دست برزلفان مشكينت كشم
اندك اندك جادهم در كنج آغوشم عسل
آه از دورى و هجران،آه ازاين فاصله
سخت سنگين است دردو هست بردوشم عسل
هركه بيندچهره ام راپى به شيدايى برد
ازچه بايد راز راازديگران پوشم عسل